در شب معراج که به آسمان برده شدم، جبرئیل علیه‌السلام دست مرا گرفت و داخل بهشت نمود و از خرمای بهشت به من داد، آن را خوردم و در صلب من به نطفه تبدیل شد. پس هنگامی که به زمین بازگشتم با خدیجه هم بستر شدم و ایشان به فاطمه علیهاالسلام باردار شد، بنابراین فاطمه حوریه‌ی بشر گونه است...

فاطمه(سلام الله علیها) پارۀ تن پیامبر(صلی  الله علیه و آله) بود و به گونه­ای شگفت، به پدرش وابسته بود.اما سرانجام عمر کوتاه بشری میان فاطمه(سلام الله علیها) و پدرش جدایی انداخت و فاطمه(سلام الله علیها) برای آخرین بار به رخسارپدرش نگاه کرد و با او وداع نمود........

هنوز جنازۀ پیامبر(صلی  الله علیه و آله) غسل را نداده بودند که گروهی در «سقیفۀ بنی ساعده» گرد هم آمدند و خودسرانه جانشینی را برای پیامبر(صلی  الله علیه و آله) برگزیدند در حالی که علی(علیه السلام) جنازۀ پیامبر(صلی  الله علیه و آله) را غسل می­داد و وصیت­های پیامبر(صلی  الله علیه و آله) را انجام می­داد.....

ناگهان چهار زن نورانی وارد خانه شدند. یکی از زنان به خدیجه گفت: ای خدیجه! غمگین نباش که ما فرستادگان خداییم. من ساره [همسر حضرت ابراهیم] هستم و این زن، آسیه [همسر فرعون] است و آن دیگری مریم [مادر حضرت عیسی] است و نفر چهارم نیز صفورا دختر حضرت شعیب است.آنان فاطمه(سلام الله علیها) را به دنیا آوردند و در جامه­ای عطرآگین پیچیدند

او هر چند کودکی خردسال بود ولی از نزدیک، رنج­های پدرش پیامبر(صلی  الله علیه و آله) را می­دید و در کنارش می­نشست تا اندکی از رنج­های پدرش را بکاهد. فاطمه(سلام الله علیها) همراه پدرش در شِعب ابیطالب طعم رنج وگرسنگی را چشید ولی خم به ابرو نیاورد.هنوز فاطمه(سلام الله علیها) خردسال بود و هفت سال بیشتر نداشت. 

هنگامی که پیامبر جهیزیه فاطمه سلام الله علیها را دید از سادگی اسباب، اشک از دیدگانش جاری شد و سر به آسمان بلند نمود و گفت: «پروردگارا، زندگی خانواده­ای را که بیشترین اسباب زندگی آنان از سفال است مبارک گردان!» هنگامی که فاطمه سلام الله علیها به خانۀ علی علیه السلام رفت جز شن و ریگ که برای صاف نمودند کف خانه پهن شده بود و کوزه­ای سفالین و بالش و پوست گوسفند چیز دیگری در خانه نبود

روزی علی علیه السلام  احساس گرسنگی نمود و به فاطمه سلام الله علیها  فرمود: آیا غذایی داری به من بدهی؟ فاطمه سلام الله علیها فرمود: به خدا سوگند دو روز است که در خانه چیزی نداریم و آنچه که تا کنون داشتیم خودم نخوردم و برای فرزندان آورده­ ام.امیرالمومنین علیه السلام فرمود: چرا به من نگفتی؟ آن حضرت در پاسخ فرمود: از خدایم خجالت کشیدم که تو را وادار به کاری کنم که توانش را نداری

او در خانه ای به دنیا آمد که در آن شیوه پرستش پروردگار دائما در صحنه نمایش بود. از خردسالی بانگ و نوای آسمانی تکبیر را می شنید، زمزمه های مناجات مادر و پدر را استماع می کرد

فاطمه دست به دامن رسول‌الله صلی الله علیه و آله و سلم می‌شد و اطراف ایشان می‌گشت و از حضرتش می‌پرسید: ای رسول خدا، مادرم کجاست؟ و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم پاسخش را نمی‌داد.
ولی فاطمه همچنان سوال خود را تکرار می‌کرد

 رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:«خلق نور فاطمه علیهاالسلام قبل ان یخلق الارض والسماء.»نور فاطمه علیهاالسلام پیش از خلقت زمین و آسمان آفریده شد

خلقت نوری حضرت فاطمه‌ زهرا
رحلت مادر حضرت زهرا سلام الله علیها
تربیت حضرت زهرا
اخلاق علی و فاطمه علیهما السلام با همدیگر
ازدواج فاطمه سلام الله علیها با علی علیه السلام«ادامه مطلب...»
«کودکی فاطمه سلام الله علیها »
«ولادت شگفت فاطمه سلام الله علیها
«پیروی از ولایت علی علیه السلام»
«وداع فاطمه سلام الله علیها با پیامبر صلی الله علیه و آله و آغاز اندوه­ها»
انعقاد جسمانی حضرت زهرا«ادامه مطلب...»

او به راستی ستون و اساس پدرش و مادرپدرش بود

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: به خاطر این زهرا نامیده شد  که روزی سه بار برای امیرالمومنین علیه السلام نورافشانی می کرد

چرا حضرت فاطمه ،زهرا نامیده شد؟
«معنای ام ابیها چیست؟»

 :"ای سلمان، هر کس دخترم فاطمه را دوست بدارد، در بهشت در کنار من خواهد بود، و هر کس او را دشمن بدارد در آتش جهنم خواهد بود. ای سلمان، دوستی فاطمه در صد جایگاه به حال انسان سودمند است که راحت‌ترین این جایگاه‌ها عبارت است از مرگ و قبر و میزان و سنجش (اعمال) و محشر و (پل) صراط و حساب کشی، پس هر کس دخترم فاطمه از او راضی باشد، من از او خشنود می‌گردم، و هر کس که من از او خشنود باشم خدا از او خرسند خواهد بود، و هر کس فاطمه از او خشمگین باشد، من بر او خشم می‌کنم، و هر کس من بر او خشم کنم، خداوند بر او غضب می‌کند. ای سلمان، وای بر کسی که به فاطمه و به فرزندان و شیعیانش ظلم و ستم کند!"

روزی پیامبر(صلی  الله علیه و آله) از دخترش فاطمه(سلام الله علیها) پرسید: بهترین چیز برای زن چیست؟ فاطمه(سلام الله علیها) عرض کرد: اینکه مردی او را نبیند و او نیز مردی را نبیند....

هرگاه پیامبر صلی  الله علیه و آله به سفری می­رفت آخرین کسی که با او وداع می­نمود فاطمه سلام الله علیها بود و هنگامی که از سفر باز می­گشت نخستین کسی که به دیدارش می­شتافت فاطمه سلام الله علیه  بودپیامبر صلی  الله علیه و آله دربارۀ فاطمه سلام الله علیها می فرمود: «هرکه با تو به انصاف رفتار کند با من انصاف نموده است و هر که بر تو ستم کند بر من ستم نموده است؛ زیرا تو از من و من از تو هستم. تو پارۀ تن من و روح من در وجودم هستی» 

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: خداوند قبل از آن که آدم را خلق کند، فاطمه را آفرید، در آن هنگام ارواح خلق شده بودند. چون خداوند آدم را خلق کرد، ارواح را بر او عرضه داشت .پرسیدند: در آن زمان فاطمه کجا بود؟آن حضرت فرمود: در جایگاه مخصوص خود در ساق عرش .پرسیدند: غذایش چه بود؟پیامبر جواب داد: ذکر خدا (تقدیس ، تهلیل ، تحمید و تسبیح ) و الله اکبر

حضرت فاطمه علیهاالسلام فرمود: فرزندم ! اول ، همسایه ؛ سپس خانه 

حضرت علی علیه السلام فرمود: یا فاطمه ! این از کجا برایت آمده ؟
گفت : از جانب خدا نازل گردیده ، خدا به هر که بخواهد روزی می دهد.

امام باقر علیه السلام فرمود: اخبار آن چه که تا به حال بوده است و آن چه که تا روز قیامت خواهد بود و اخبار هر یک از آسمان ها و تعداد فرشتگان هر یک از آن ها، نامه های فرستادگان خدا از انبیای مرسل و غیر مرسل و اقوامی که اینان بر آنها مبعوث شده اند، اسامی مخالفان و تکذیب کنندگانش و گروندگان به آن ها، اسامی تمام مومنان و کافران از آغاز تا پایان آفرینش ، نام های شهرها و ویژگیهای هر شهری ، چه در شرق و چه در غرب جهان ، تعداد مومنان هر شهر و آمار کافران آن ، ویژگیهای تمام کسانی که تکذیب کرده اند، مشخصات اقوام پیشین و داستان های مربوط به آنان ، طاغوتیانی که به قدرت رسیده اند و دوران فرمانروایی و تعداد آنان ، مشخصات ائمه و اسامی آنان ، و مدت زمانی که هر یک از آنان امامت و پیشوایی و زمامداری داشته اند، ویژگیهای بزرگان آن ها و خلاصه هر گونه دگرگونی و نقل و انتقالی که در ادوار گوناگون انجام گیرد، همگی اینها در مصحف حضرت فاطمه وجود دارد

خداوند فرمود:«یا احمد، لولاک لما خلقت الافلاک، و لولا لا علی لما خلقتک، و لولا فاطمة لما خلقتکما.» ای احمد، اگر تو نبودی جهان و جهانیان را خلق نمی‌کردم، و اگر علی نبود تو را نمی‌آفریدم، و اگر فاطمه نبود تو و علی را خلق نمی‌کردم

رسول‌الله صلی الله علیه و آله فرمود:«ألا! و ازیدکم من فضلها: ان الله قد و کل بها رعیلا من الملائکة، یحفظونها من بین یدیها و من خلفها و عن یمینها و عن شمالها، و هم معها فی حیاتها و عند قبرها وعند موتها، یکثرون الصلاة علیها و علی ابیها و بعلها و بنیها :هان! بیشتر درباره‌ی فضیلت فاطمه برای شما بگویم: خداوند گروهی از ملائکه را گماشته است تا وی را از چهار جهت حفظ کنند، و آنان در حالت حیات و در قبر و هنگام مرگ با او هستند و بر او و پدر و شوهر و پسرانش بسیار درود می‌فرستند

فضایل حضرت زهرا
احمد، لولاک لما خلقت الافلاک، و لولاعلی لما خلقتک، و لولا فاطمة لما خلقتکما
مصحف حضرت فاطمه سلام الله علیها«ادامه مطلب...»
مایده آسمانی
همواره در رکوع و سجود
توصیف حضرت زهرا سلام الله علیها«ادامه مطلب...»
مقام فاطمه سلام الله علیها در نزد پیامبرصلی الله علیه وآله «ادامه مطلب...»
«حجاب فاطمه سلام الله علیها»
رضایت خدا از آنکس که فاطمه ازاوراضی است «ادامه مطلب...»

آنچه او را سخت رنج می‌داد و پیکرش را آب می‌کرد، امواج دردها و مصیبتها و رنجهایی بود که هر روز بر آن افزوده می‌شد و این فشارها بود که بر رنج و بیماری برخاسته از صدمات وارده در یورش به خانه‌اش، کمک می‌کرد تا بانوی سرفراز گیتی را به بستر شهادت بکشاند. در کنار اینها فشار سوگ پدر و گریه بسیار بر آن حضرت نیز از عواملی بود که باعث شدت بیماری و زوال شادابی و طراوت از خورشید جهان‌افروز وجود او می‌شد 

«ابکنی ان بکیت یا خیر هادی و اسبل الدمع فهو یوم الفراقیا قرین البتول اوصیک بالنسل فقد اصبح حلیف اشتیاقابکنی و ابک للیتامی، و لا تنس قتیل العدی بطف العراقای بهترین هدایت‌گر و راهنما! اگر خواستی گریه کنی، بر من گریه کن و سیلاب اشک از دیدگان فروریز که اینک روز فراق و جدایی است.ای همتا و همدم گرانقدر «بتول» تو را به فرزندانم سفارش می‌کنم چرا که اینان جز تو شور و شوق کسانی را در دل داشتند که دیگر در کنار آنها نخواهند بود.اینک بر من گریه کن و بر کودکان من که در سوگ مادر می‌نشینند، و آن شهید به خون خفته‌ای را، که در «نینوا» بدست اشرار مدعی اسلام به شهادت خواهد رسید فراموش مکن»

در کنارش نوشته‌ای یافت که چنین بود: یا علی انا فاطمه بنت محمد... حنطنی و غسلنی و کفنی بالیل و صل علی، و ادفنی باللیل و لا تعلم احدا. علی جان! من فاطمه، دخت پیامبرم! خدای یکتا مرا به همسری تو مفتخر ساخت تا در این جهان و جهان دیگر به همراه تو و برای تو باشم. تو از هر کس دیگر به من پرمهرتر و سزاوارتری. از این رو از تو می‌خواهم که مرا در دل شب غسل دهی و حنوط نمایی و کفن کنی و بر من نماز گذاری و مرا به خاک سپاری و هیچ یک از این بداندیشان را در جریان مگذاری. تو را به خدا می‌سپارم، درود و سلام گرم مرا به فرزندانم تا روز رستاخیز برسان.

از امام صادق علیه السلام  آورده‌اند که امیر مومنان هنگامی که پیکر پاک مادرم فاطمه را در آرامگاهش نهاد، فرمود: «بسم الله الرحمن الرحیم، بسم الله و بالله و علی ملة رسول‌الله محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله و سلم». و آنگاه به پیکر مقدس «فاطمه» رو کرد و فرمود: سلمتک ایتها الصدیقة الی من هو اولی بک منی، و رضیت لک ما رضی‌الله‌تعالی لک»

هنگامی که فدک به دست پیامبر(صلی  الله علیه و آله) فتح شد این آیه نازل شد: ﴿ و آتِ ذالقُربی حقّهُ و المِسکِین و اِبن السبیل﴾همۀ مفسران شیعه و سنی معتقدند که این آیه دربارۀ نزدیکان پیامبر(صلی  الله علیه و آله) نازل شده که مقصود فاطمه(سلام الله علیها) است.....

هنگامی که برای خلیفۀ اول از مردم بیعت می­گرفتند علی(علیه السلام) و گروهی از یاران باوفایش در خانۀ آن حضرت ماندند و بیعت نکردند

فاطمه سلام الله علیها هفتاد و پنج روز پس از پیامبر صلی  الله علیه و آله از دنیا رفت و برخی می­گویند نود و پنج روز پس ازرحلت آنحضرت. پس از رحلت پیامبر صلی  الله علیه و آله هیچ کس فاطمه سلام الله علیها را خندان و شادمان ندید و پیوسته در غم و اندوه بود. تنها یک بار آن حضرت تبسم نمود و آن زمانی بود که چشمش به تابوت خودش افتاد و لبخندی زدروزهای پایانی زندگی فاطمه سلام الله علیها در بستر بیماری سپری شد.

فرمود: علی جان! نگذار هیچ یک از کسانی که بر من ستم کردند بر جنازۀ من نماز بخوانند. مرا شبانه به خاک بسپار. دیری نپایید که فاطمه(سلام الله علیها) از دنیا رفت. مردم به در خانۀ علی(علیه السلام) آمدند تا جنازه را به خاک بسپارند. اما ابوذر از سوی علی(علیه السلام) به مردم گفت: به خاک سپاری به تأخیر افتاده است. هنگامی که شب فرا رسید علی(علیه السلام) فاطمه(سلام الله علیها) را غسل داد و کفن نمود و در حالی که فرزندان علی(علیه السلام) و برخی از یاران خاص آن حضرت حضور داشتند فاطمه(سلام الله علیها) را غریبانه در مکان نامعلومی به خاک سپردند

پس از اظهار تمایل فاطمه علیهاالسلام، «اسماء» تختی را خواست و آن را بصورت برگردان قرار داد، آنگاه پایه‌های خاصی برای آن تراشید، سپس با پوشش آن بوسیله‌ی پارچه‌ای مخصوص، مرکب مورد نظر را ساخت و فاطمه آن را پسندید و فرمود:برای من چیزی همانند این بساز تا پس از اینکه جهان را بدرود گفتم، پیکرم در درون این مرکب چوبین، بسوی آرامگاهم حرکت داده شود. پیکر مرا پس از مرگ بپوشان که خدای تو را از آتش دوزخ بپوشاند.و بنا به روایتی فرمود: چه وسیله‌ی خوب و زیبایی ساخته‌ای، چرا که در درون آن پیکر زن یا مرد بازشناخته نمی‌شود.و نیز آورده‌اند که آن حضرت با دیدن مرکب چوبین که اسماء ساخته بود، تبسم کرد در حالی که پس از رحلت پیامبر تا آن روز کسی او را شادمان ندیده بود.

فرمود: «اللهم انها امتک، و ابنة رسولک و صفیک، و خیرتک من خلقک اللهم لقنها حجتها، و اعظم برهانها، و اعل درجتها، و اجمع بینها و بین ابیها محمد صلی الله علیه و اله و سلم.» بار خدایا! این بنده‌ی شایسته‌ی توست و دختر سرفراز پیامبر برگزیده‌ی تو و دخت بهترین آفریدگانت می‌باشد. خداوندا! دلیل روشن او را هماره بر زبانش جاری و برهانش را استوار و درجات والای او را برتر و بالاتر ساز و او و پدر گرانقدرش محمد «ص» را در بهشت پرطراوت و زیبایت با هم گرد آور و همنشین قرار ده. پس از پایان یافتن مراسم غسل، آن پیکر مطهر را برداشت و در درون کفن قرار داد، آنگاه آن نازنین بدن را با پارچه‌ای که آب بدن مطهر پیامبر را با آن گرفته بود، خشک کرد و پس از حنوط آن، با حنوط بهشتی، آن را در هفت قطعه پارچه کفن کرد.

… سپس هیزم طلبید و گفت:
قسم به آن که جانم در دست اوست، یا خارج می‌شوید یا بی تردید خانه را با هر کس در آن است به آتش می‌کشم.
به او گفتند: أباحفص! در این خانه فاطمه حضور دارد!
گفت: باشد.

حضرت هر بامداد که خورشید از افق مشرق سربرمی‌آورد دست دو کودک ارجمند خویش حسن و حسین را می‌گرفت و با دیدگان اشکبار بسوی آن خانه که در کنار «بقیع» بود و در گذر تاریخ «بیت‌الاحزان» نامیده شد، حرکت می‌کرد و تا غروب آفتاب اشک می‌ریخت و سوگواری می‌نمود و آنگاه امیر مومنان بدانجا می‌رفت و او را با دو نور دیده‌اش به خانه بازمی‌گردانید..

امیر مومنان فرمود: دخت گرانمایه‌ی پیامبر چرا گریه می‌کنی؟پاسخ داد: بر بیدادی که پس از من بر شما روا خواهند داشت. فرمود: گریه نکن که رویارویی با این رویدادها و بیدادها در راه خدا برای من آسان است

هنگامی که «فاطمه» دخت گرانمایه‌ی پیامبر بر اثر شدت صدمات وارده بر او در یورش به خانه‌اش در بستر افتاد، به امیر مومنان وصیت کرد که روند بیماری او را محرمانه بدارد و کسی را از شرایط او آگاه نسازد، امیر مومنان نیز چنین کرد و خودش پرستاری از دخت پیامبر را در بستر بیماری به عهده گرفت و از همه‌ی نزدیکان تنها «اسماء» بود که آن حضرت را در این کار یاری می‌کرد و به همراه امیر مومنان علی علیه‌السلام از بانوی بانوان پرستاری می‌نمود و او نیز وضعیت بیماری دخت پیامبر را پوشیده می‌داشت

حضرت زهرا در بستر بیماری
دیگر وصیت های حضرت زهرا
بیت الاحزان
هجوم به خانه امیر المومنین و حضرت زهرا «ادامه مطلب...»
عمل به وصیت حضرت زهرا
ساخت تابوت به سفارش حضرت زهرا«ادامه مطلب...»
«به خاک سپاری شبانه»
آخرین روزهای زندگی فاطمه سلام الله علیها«ادامه مطلب...»
«آتش زدن خانۀ فاطمه سلام الله علیها»
«فدک»
به خاکسپاری حضرت زهرا «ادامه مطلب...»
پس از شهادت«ادامه مطلب...»
وصیت های حضرت زهرا سلام الله علیها «ادامه مطلب...»
علل بیماری و شهادت فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها «ادامه مطلب...»

حضرت زهرا(س) با توجه به انتسابشان به نبي اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ داراي موقعيتي بس عظيم و حساس بوده اند كه مورد مراجعه اقشار مختلف مردم قرار مي گرفته اند. لذا نمي توان تصور نمود كه ايشان فردي محبوس و منزوي بوده اند به حدي كه هيچ كس صداي ايشان را نشنيده باشد .حضرت زهرا(س) با توجه به انتسابشان به نبي اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ داراي موقعيتي بس عظيم و حساس بوده اند كه مورد مراجعه اقشار مختلف مردم قرار مي گرفته اند. لذا نمي توان تصور نمود كه ايشان فردي محبوس و منزوي بوده اند به حدي كه هيچ كس صداي ايشان را نشنيده باشد. اكنون مواردي را در اين موضوع مي آوريم:

آيا اين روايت درست است كه حضرت زهرا(س) در فراق پيامبر آن قدر گريه کرد که مردم به نوعي اذيت وآزار شده و به حضرت اعتراض كردند؟ اين روايت با چند مضمون آمده است که لازم است يک يک بررسي شده تا پاسخ روشن شود:روايت اول:حدثنا محمد بن الحسن بن أحمد بن الوليد رضي الله عنه قال :

علت نامشخص بودن تاریخ شهادت حضرت فاطمه زهرا ـ سلام الله عليها ـ چیست ؟اختلاف وعدم ضبط تاريخ دقیق ولادت، وفات و يا شهادت شخصيت‌هاي صدر اسلام به ويژه خاندان عصمت و طهارت ـ عليهم السّلام ـ ناشی از چند دلایل است که به برخی اشاره می شود .1. جلوگيري از نوشتن ومنع تدوين و نقل احاديث پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ به دستور خلفا خلفاي اول و دوّم.این مسئله ، دراصل نوشتن تاثیر منفی گذاشت وسبب گردید که اصل نوشتن وتدوین سیره ی نبوی وثبت سایر

آيا اين روايت درست است كه حضرت زهرا(س) در فراق پيامبر آن قدر گريه کرد که مردم به نوعي اذيت وآزار شده و به حضرت اعتراض كردند؟اين روايت با چند مضمون آمده است که لازم است يک يک بررسي شده تا پاسخ روشن شود:روايت اول:حدثنا محمد بن الحسن بن أحمد بن الوليد   قال : حدثنا محمد ابن الحسن الصفار قال : حدثني العباس بن معروف ، عن محمد بن سهل البحراني يرفعه إلى أبي عبد الله عليه السلام قال : البكاؤون خمسه : آدم ويعقوب ويوسف وفاطمه بنت محمد وعلي بن الحسين عليهم السلام .

چگونه مى‌توان باور داشت كه با وجود علي (ع) در درون منزل،‌ همسر او براى باز كردن در خانه برود! چرا خود علي (ع) براى بازكردن در نرفت؟نقد و بررسي:أوّلاً: آن چه كه از برخى از روايات استفاده مى‏شود: حضرت فاطمه سلام الله عليها نزديك در ورودى منزل نشسته بود و با ديدن عمر و همراهان وى، در را به روى آنان بست. مرحوم عياشى در تفسير، شيخ مفيد در الإختصاص و... نوشته‌اند:

حضرت زهرا پس از بازگشت از مسجد و ايراد خطبه در آنجا به علي عتاب نمودند كه شما مانند جنين در خانه نشسته‌ اى و آن‌ها حق من و تو را غصب كردند. مگر شما معتقد نيستيد كه فاطمه زهرا معصوم است، آيا يك معصوم با معصوم ديگر دعوا ميكند؟اصل روايت:فَلَمَّا اسْتَقَرَّتْ بِهَا الدَّارُ، قَالَتْ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام يَا ابْنَ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْكَ السَّلامُ اشْتَمَلْتَ شَمْلَةَ الْجَنِينِ، وَقَعَدْتَ حُجْرَةَ الظَّنِينِ، نَقَضْتَ قَادِمَةَ الْأَجْدَلِ، فَخَانَكَ رِيشُ الْأَعْزَلِ، هَذَا ابْنُ أَبِي قُحَافَةَ يَبْتَزُّنِي نَحِيلَةَ أَبِي وَبُلْغَةَ ابْنَيَّ، لَقَدْ أَجْهَرَ فِي خِصَامِي، وَأَلْفَيْتُهُ أَلَدَّ فِي كَلامِي، حَتَّى حَبَسَتْنِي قَيْلَةٌ نَصْرَهَا،

منازل مسكونى مردم مدينه و مکه در صدر اسلام به شكل ساختمان‌ها و منازل مسكونى دوران ما نبوده است كه افزون بر ديوارهاى نسبتا بلند داراى بخش ورودى با درهاى محكم وقفل‌هاى متنوع باشد؛ بلكه براى پوشاندن و محفوظ نگه داشتن درون منزل از ديد اغيار، تنها از پرده، حصير و... استفاده مى‌کردند. در روايتى علي  تصريح مى‌كند كه خانه‌هاى ما اهل بيت در نداشته است. وَنَحْنُ أَهْلُ بَيْتِ مُحَمَّدٍ (ص) لا سُقُوفَ لِبُيُوتِنَا وَ لا أَبْوَابَ وَ لا سُتُورَ؛ خانه‌هاى ما اهل بيت، نه سقف دارد و نه در. اين روايت را بسيارى از كتاب‌هاى شيعه نقل كرده‌اند از جمله:

چگونه است كه مي گويند كسي صداي زهرا (س) را نمي شنيده اما گريه آن حضرت را در رحلت پيامبر همسايه ها مي شنيدند؟حضرت زهرا(س) با توجه به انتسابشان به نبي اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ داراي موقعيتي بس عظيم و حساس بوده اند كه مورد مراجعه اقشار مختلف مردم قرار مي گرفته اند. لذا نمي توان تصور نمود كه ايشان فردي محبوس و منزوي بوده اند به حدي كه هيچ كس صداي ايشان را نشنيده باشد. اكنون مواردي را در اين موضوع مي آوريم:1. آن حضرت در جنگ احد همراه با زنان مدينه به منطقه جنگي رفته و بعد از جنگ به مداواي رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ و حضرت علي ـ عليه السّلام ـ كه جراحاتي برداشته بودند. پرداختند.

آيا حضرت زهرا س شهيد شده و حق‌شان غصب گرديده است؟بر اساس منابع معتبر تاريخي و زيارت نامه‌اي كه براي حضرت زهرا نوشته‌اند و در كتب معتبره آمده به صراحت، اين حقيقت بيان شده است كه آن حضرت هم مظلومه و هم مغصوبه الحق و هم شهيده هستند.علي بن جعفر از امام كاظم ـ عليه السّلام ـ نقل مي‌كند:«ان فاطمه ـ عليها السّلام ـ صديقه شهيده ...»

عبد الرحمن دمشقيه، نويسنده معاصر وهّابى، در مقاله‌اش با عنوان «قصة حرق عمر  لبيت فاطمة » كه در سايت «فيصل نور» آمده، در باره روايت إبن أبي‌شيبه مى‌نويسد:1. وددت أني لم أحرق بيت فاطمة... (قول أبي بكر). فيه عُلْوان بن داود البجلي (لسان الميزان، ج4، ص218، ترجمه رقم 1357- 5708 و ميزان الاعتدال، ج3، ص108، ترجمه رقم 5763) قال البخاري وأبو سعيد بن يونس وابن حجر والذهبي «منكر الحديث» وقال العُقيلي (الضعفاء للعُقيلي، ج3، ص420).

بر فرض كه قبول كنيم، فاطمه  در مقطعى از شيخين دلگير شده باشد ؛ ولى اين مطلب نيز ثابت است كه شيخين در آخرين روزهاى حيات فاطمه آمدند و از وى رضايت گرفتند؛ چنانچه بيهقى و ديگران نقل كرده‌اند:عن الشعبي قال لما مرضت فاطمة أتاها أبو بكر  فأستئذن عليها فقال علي يا فاطمة هذا أبو بكر يستئذن عليك فقالت أتحب أن أأذن؟ قال نعم فأذنت له فدخل عليها يترضاها وقال والله ما تركت الدار والمال والأهل والعشيرة إلا لإبتغاء مرضاة الله ومرضاة رسوله ومرضاتكم أهل البيت ثم ترضاها حتى رضيت.

عبد الرحمن دمشقيه، نويسنده معاصر وهّابي، در مقاله‌اش با عنوان « قصة حرق عمر   لبيت فاطمة  » كه در سايت «فيصل نور» آمده، در باره روايت نظام معتزلي و اعتراف او به شهادت حضرت محسن و آتش زدن خانه فاطمه مى‌نويسد:ونقل أبو الفتح الشهرستاني في كتابه الملل والنحل 1/57: وقال النظّام: إن عمر ضرب بطن فاطمة يوم البيعة حتى ألقت الجنين من بطنها.وكان يصيح [عمر] احرقوا دارها بمن فيها، وما كان في الدار غير علي وفاطمة والحسن والحسين. انتهى كلام الشهرستاني.

حضرت علي ، عمر  را به بهترين وجه ممكن ستوده است، حضرت علي در مدح عمر بن الخطاب و بنا به قولي، ابوبكر فرموده است: «لله بلاء فلان... » در روايتى آمده: «لله بلاد فلان». ابن أبي‌الحديد مى‌گويد در باره‌ى اين شخص از نقيب ابوجعفر يحيى بن ابى زيد علوى پرسيدند به من گفت او عمر بن الخطاب است، گفتم: آيا اميرمؤمنان او را اينگونه مى‌ستايد؟ گفت: آري، و مى‌افزايد: اگر اميرمؤمنان اعتراف كند كه (عمر) سنت را اقامه نموده و با دامنى پاك و كمترين عيب از دنيا رفته و عبادت پروردگار را انجام داده و پرهيزگارترين بوده، پس اين نهايت مدح و ستايش است.

ما معتقديم که همه صحابه و به ويژه ابوبکر و عمر با دختر گرامى رسول اکرم (صلى الله عليه وسلم) رفتارى شايسته داشته‌‌اند و احترام خانه آن بانوى بزرگوار را کاملاً مراعات نموده‌‌اند؛ چنانچه ابوبکرسفارش فرمودند:ارقبوا محمداً (صلى الله عليه وسلم) في أهل بيته.حال محمد (صلى الله عليه وسلم) را درباره‌ى اهل بيتش مراعات کنيد.البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله (متوفاي256هـ)، صحيح البخاري، ج 3، ص 1361، ح3509، كتاب فضائل الصحابة، بَاب مَنَاقِبِ قَرَابَةِ رسول اللَّهِ، و ج 3، ص 1370، ح3541 و بَاب مَنَاقِبِ الْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ  تحقيق د. مصطفى ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407هـ – 1987م.

چرا حضرت زهرا (س) شبانه دفن شد؟مى‌گويند فاطمه را شبانه دفن کرده‌اند، خوب اين به خاطر وصيت حضرت فاطمه به اسماء بنت عميس خانم حضرت ابوبکر بود که نمى‌خواست اندازه جسدش را نامحرم ببيند.دفن شبانه، نماز بدون حضور و اطلاع خليفه، قبر پنهان، اسرارى است كه در درون خود پيام‌ها دارند. درست است كه فاطمه اين چنين خواست و اين گونه وصيت كرد؛ ولى چه اتفاقى افتاده است كه زهرا سلام الله عليها وصيت تاريخي‌اش را با اين در خواست‌ها به پايان مى‌برد؟!!

ابن أبي دارم يکى از راويانى است که علامه شمس الدين ذهبى در کتاب «ميزان الاعتدال» وى را رافضى دروغگو مى‌داند؛ هر چند كه در تمام دروان زندگي‌اش مسقيم الأمر (ثابت قدم در اعتقادات) بوده است؛ اما در اواخر عمرش در باره مثالب شيخين زياد سخن مى‌گفته و آن دو را شتم مى‌كرده‌ است؛ بنابراين، روايت او براى ما حجت نيست.علامه شمس الدين ذهبى در سير اعلام النبلاء و ميزان الإعتدال و حافظ ابن حجر عسقلانى در لسان الميزان به نقل از ابن أبي دارم مى‌نويسند :إنّ عمر رفس فاطمة حتّى أسقطت بمحسن.

آيا شهادت محسن با اين سخن پيامبر كه خطاب به فاطمه زهرا (س) فرمود: تو نخستين كس از اهل بيتم هستى كه به من ملحق مى‌شوي، در تعارض نيست؟طبق روايت هاى متواتر سنى وشيعه، فاطمه علیها السلام نخستين فرد از اهل بيت بود كه پس از رحلت رسول خدا (ص) به آن حضرت ملحق شد.از طرف ديگر طبق ادعاى شيعه، محسن شهيد، برادر حسن وحسين وپسر حضرت فاطمه عليهم السلام مى‌باشد؛ يعنى او از اهل بيت است؛ ولى او زودتر از مادرش از دنيا رفته است.آيا رسول الله (نعوذ بالله) اشتباه گفته است، يا اصلا محسنى در کار نبوده؟

باتوجه به مراسم باشكوه عزاداري حضرت فاطمه زهرا (س) در سال جاري، عده‌اي از تفرقه افكنان وهابي ، شب‌ نامه‌اي را در برخي از استان هاي مرزي كشور توزيع كردند كه در آن، شبهاتي را پيرامون شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها مطرح شده بود و در پايان نوشته شده بود: (تقليد كوركورانه را بگذاريد و به تبليغات تاجران بازار مذاهب و تعصب توجه نكنيد خودتان به ميدان تحقيق در آييد وحق را ازباطل تشخيص دهيد). با توجه به تماس‌هاي متعدد،  تصميم گرفته شد براي روشن اذهان مسلمانان پاسخ مختصري  در اختيار عموم قرار گيرد. 

چگونه حضرت زهرا سلام الله علیها در بهشت از واقعه کربلا در عذاب است و شيون مي کند مگر اولاً بهشت جاي عذاب است؟! و ثانياً مگر امام حسين علیه السلام اکنون در بهشت نزد مادر گرامي شان نيستند که از فراقشان گريه مي کنند؟در پاسخ به اين سئوال مطالبي به شرح ذيل بيان مي شود.الف: بدون ترديد ابعاد گوناگون حادثه عاشورا از آن واقعه اي بي نظير ساخته است و اين بي بديل بودن هم از جهت درندگي و ظلم دشمنان امام حسين ـ عليه السلام ـ و هم از جهت تنهايي و مظلوميت ابا عبدالله الحسين ـ عليه السلام ـ مي باشد و هر يکي از اين دو جهت به اين مصيبت عظمي شکل خاصي داده است و ظلمي که در حق امام حسين ـ عليه السلام ـ و اهل بيت آن حضرت روا داشته شده است از ظلم هايي که نسبت به ديگر معصومين روا داشته شده

آيا در قضيه سيلي خوردن، حضرت زهرا س همراه امام حسن ع بوده يا حضرت زينب؟بعد از رحلت پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ بر سر جانشيني آن حضرت با توجه به اينکه حضرت رسول در زمان حيات خودشان به دفعات به خلافت و جانشيني حضرت علي تصريح کرده بودند، وقايع جانکاهي رخ داد که يکي از اين وقايع هتک حريم خانه حضرت زهرا و حضرت علي بود و دلخراش ترين آنها کتک و سيلي خوردن دخت نبي مکرم اسلام بود که اين قضيه دل هر آزاده را به درد مي آورد.

علي که شير خدا و اسد الله الغالب بود و در قلعه خيبر را با يک دست بلند کرد، چگونه حاضر مى‌شود ببيند همسرش را در مقابل چشمانش كتك بزنند؛ اما هيچ واكنشى از خود نشان ندهد؟!يكى از مهمترين شبهاتى كه وهابي‌ها با تحريك احساسات مردم، به منظور انكار قضيه هجوم عمر بن خطاب و كتك زدن فاطمه زهرا سلام الله عليها مطرح مى‌كنند، اين است كه چرا اميرمؤمنان عليه السلام از همسرش دفاع نكرد؟ مگر نه اين كه او اسد الله الغالب و شجاع‌ترين فرد زمان خود بود و...عالمان شيعه در طول تاريخ از اين شبهه‌ پاسخ‌هاى گوناگونى داده‌اند كه به اختصار به چند نكته بسنده مى‌كنيم.

آيا حديث «لولا فاطمه لما خلقتکما» دلالت مي‌کند که مقام حضرت فاطمه از مقام حضرت رسول و حضرت علي عليهما السلام بالاتر بوده است ؟اما با اين وجود به خاطر مضمون آن نمي توان حکم به بطلان آن نمود ؛ زيرا لازم نيست که فاطمه زهرا (س) از رسول خدا (ص) و امير مومنان (ع) برتر باشد ؛ زيرا مقصود چنين است که شما سه تن -  و به گفته سائر روايات ، تمامي چهارده معصوم عليهم السلام - مكمل يكديگرند ، اگر چه در بين ايشان بعضي بر ديگري برتري دارند و ايشان با هم هدف اصلي آفرينش را به انجام مي رساننى و اگر کسي از شما نبود و اين هدف کامل نمي شد ، خداوند هيچ چيز را نمي آفريد ؛ حال در اين مجموعه رسول خدا (ص) از سائرين برتر بوده و سپس

مى‌گويند فاطمه را شبانه دفن کرده‌اند، خوب اين به خاطر وصيت حضرت فاطمه به اسماء بنت عميس خانم حضرت ابوبکر بود که نمى‌خواست اندازه جسدش را نامحرم ببيند.دفن شبانه، نماز بدون حضور و اطلاع خليفه، قبر پنهان، اسرارى است كه در درون خود پيام‌ها دارند. درست است كه فاطمه اين چنين خواست و اين گونه وصيت كرد؛ ولى چه اتفاقى افتاده است كه زهرا سلام الله عليها وصيت تاريخي‌اش را با اين در خواست‌ها به پايان مى‌برد؟!! مگر نه اين است كه خشم و ناراحتي‌اش را نسبت به دشمنانش اظهار مى‌كند و در واقع چندين پرسش را در برابر نگاههاى تيز بين مورخان و آيندگان مى‌گذارد تا به پرسند: چرا قبر فاطمه پنهان است؟ و چرا دختر پيامبر شبانه و پنهانى دفن شد؟ و چرا علي عليه السلام بدون اطلاع ابوبكر و عمر بر وى نماز خواند؟ و…

احتمالا در سال ۷۱ بود كه عده‌اى از كارشناسان و محققان جمهورى اسلامى مستقر در مجلس شوراى اسلامى كه جزو نمايندگان هم بودند پس از ۱۴۰۰ سال تحقيق و بررسى ناگهان به راز مهمى پي‌بردند و آن اينكه حضرت فاطمه دختر رسول خدا (ص) فوت ننموده بلكه شهيد شده است اينجا بود كه آن نمايندگان مجلس (كه خداوند از آنان نگذرد) اعلام كردند از اين پس در تقويمها بجاى وفات بنويسند شهادت. و اين روز را تعطيل اعلام نمودند و به اين صورت بزرگترين ضربت را بر وحدت اسلامى وارد نموده و شكافى عميق ايجاد نمودند.آقايان شيعه به ما بگوييد چرا تا پيش از اين در تقويم ايران مى‌نوشتند رحلت؟!

 در کجا و در چه صفحه اي ودر چه بخشي  از صحيح بخاري اين دو حديث زير آمده است؟1- حضرت محمّد (ص) فرمودند:هر که فاطمه(س) را اذيّت کند واو را ناراحت کند مرا اذيّت و آزار کرده و هر که مرا اذيّت و آزار کند خدا را اذيّت و آزار کرده!2- حضرت فاطمه(س) فرمودند: من از ابوبکرو عمراذيّت شدم و از دست اين دو نفر دلگيرم  لطفا   نام و صفحه وشماره اين دو حديث را براي بنده ارسال فرماييد .من با افرادي از برادران تسنن بحث دارم و اين موضوع را در سخنراني آقاي دکتر گرمارودي شنيده ام ولي ايشان اشاره اي  به صفحه و شماره آن نفرمودند. از زحمات شما بينهايت سپاگزارم واجر شما بزرگواران را از حضرت احد خواستارم.

مردم مدينه نسبت قومى و خويشاوندى با پيامبر داشتند مادر پيامبر از آنجا بود و مادر عبدالمطلب (سلمي) نيز از قبيله قدرتمند خزرج بود به همين خاطر مردم مدينه (مخصوصا خزرج) خودشان را اخوال رسول (يعنى داييهاى پيامبر) مى‌دانستند.افزون بر همه اينها پيامبر اكرم (ص) توانستند هزارا نفر فدايى تربيت نمايند كه حاضر بودند در راه خدا و دفاع از ايشان و خانواده شان جانهايشان را فدا كنند. در صورتى كه اين مطلب دروغ را كه دشمنان اسلام درست كرده‌اند بپذيريم چه شد كه بنى هاشم، سيلى خوردن دختر رسولخدا و آتش گرفتن در خانه، كشته شدن محسن شش ماه و... را ببينيد؛ ولى به يك باره لب فرو بسته و كوچكترين اعتراضى ننمايند؟آنهمه مسلمان مخلص و فدايى و مخصوصا مردم مدينه كه با پيامبر رابطه خويشاوندى و قومى داشتند چه شد همه يكپارچه سكوت نموده كوچكترين حرف و اعتراضى ننمودند؟

لطفا  جريان حمله به بيت حضرت امير المومنين علي (ع) و ضرب و شتم حضرت فاطمه الزهرا ( س ) از كتب شيعه و سني را به صورت مفصل براي ارائه به يكي از برادران سني كه گفته است اگر برايم ثابت كني كه عمر به حضرت فاطمه الزهرا ( س ) جسارت نموده از سني بودن دست بر ميدارم !!!!اين كه عمر بن الخطاب به حضرت زهرا سلام الله عليها جسارت كرده است ، از قطعيات تاريخ است .رواياتى كه در رابطه با هجوم به خانه حضرت صديقه طاهره در كتب اهل سنت آمده به چند دسته مى شود تقسيم كرد . ذكرالطبرى: باسناده عن زياد بن كليب قال: أتى عمر بن الخطاب منزل علىّ وفيه طلحة والزبير ورجال من المهاجرين فقال: واللّه لأحرقنّ عليكم أو لتخرجنّ إلى البيعة»، فخرج عليه الزبير مصلتاً بالسيف فعثر فسقط السيف من بده فوثبوا عليه فأخذوه.

منازل مسكونى مردم مدينه و مکه در صدر اسلام به شكل ساختمان‌ها و منازل مسكونى دوران ما نبوده است كه افزون بر ديوارهاى نسبتا بلند داراى بخش ورودى با درهاى محكم وقفل‌هاى متنوع باشد؛ بلكه براى پوشاندن و محفوظ نگه داشتن درون منزل از ديد اغيار، تنها از پرده، حصير و... استفاده مى‌کردند. در روايتى علي علیه السلام تصريح مى‌كند كه خانه‌هاى ما اهل بيت در نداشته است. وَنَحْنُ أَهْلُ بَيْتِ مُحَمَّدٍ (ص) لا سُقُوفَ لِبُيُوتِنَا وَ لا أَبْوَابَ وَ لا سُتُورَ؛ خانه‌هاى ما اهل بيت، نه سقف دارد و نه در. اين روايت را بسيارى از كتاب‌هاى شيعه نقل كرده‌اند از جمله:الخصال، شيخ الصدوق، ص 364 _ 382 و شرح الأخبار، قاضي النعمان المغربي، ج 1 ص 345 – 362 و

ماجرای شهادت زهرا (س) دخت پیامبر (ص) افسانه است چون اگر حضرت علي(ع) در خانه حاضر بود چگونه حضرت زهرا(س) در منزل را باز كرد تا آن حادثه اتفاق افتد در حالی که باز کردن در توسط زن در صورت حاضر بودن مرد در منزل، خلاف غيرت مردان خصوصا مردان عرب است.اولاً) «ابن عساکر» در جلد 42 کتاب "تاریخ دمشق" ص 470 آورده است که: پیامبر(ص) در خانه نشسته بود که در زدند و ایشان به ام سلمه گفتند: «یا ام السلمه قومي فافتحي له» یعنی: «ای ام سلمه! برخیز و در را باز كن». ثانیاً) در جلد 44 همین کتاب صفحه 35 آمده است که: عمر بن خطاب آمد و دق الباب کرد، پيغمبر خانه بود ولی به حضرت خديجه(س) فرمود: «افتحي يا خديجة» یعنی: «ای خدیجه در را باز کن».

چرا علی(ع) در منزل را باز نکرد؟ آیا این گفتارها و افسانه ها با غیرت عرب منافاتی ندارد ؟! (پاسخ)...
بنا بر حدیثی حضرت علی (ع) خانه خویش را فاقد در توصیف می کنند. پس چطور ممکن است حضرت زهرا (س) در بین در و دیوار مجروح شده و شهید شوند؟(پاسخ)...
آيا عمر بن الخطاب ، به حضرت زهرا سلام الله عليها جسارت كرده است ؟(پاسخ)...
چرا، بني هاشم و انصار، از حضرت زهرا (س) دفاع نكردند؟(پاسخ)...
آيا در صحيح بخاري ، حديثي در بارۀ حرمت آزار و اذيت فاطمۀ زهرا س وجود دارد؟(پاسخ)...
آيا تا قبل از سال 71 ، تقويم‌ها در باره حضرت زهرا (س) از كلمه «وفات» استفاده مي‌كرده‌اند؟(پاسخ)...
چرا حضرت زهرا (س) شبانه دفن شد؟(پاسخ)...
آيا حديث «لولا فاطمه لما خلقتکما» دلالت مي‌کند که مقام حضرت فاطمه از مقام حضرت رسول و حضرت علي عليهما السلام بالاتر بوده است ؟(پاسخ)...
چرا اميرمؤمنان (عليه السلام) از همسرش دفاع نكرد؟(پاسخ)...
بودن حضرت زینب و امام حسن علیهما السلام در قضیه سیلی خوردن (پاسخ)...
ناراحتی حضرت زهرا از واقعه کربلا در بهشت(پاسخ)...
پاسخ به شب نامه اهل سنت پيرامون شهادت حضرت زهرا (س)(پاسخ)...
شهادت حضرت محسن علیه السلام(پاسخ)...
اعتراف ابن ابي دارم به لگد زدن عمر به حضرت زهرا(س) و شهادت حضرت محسن(ع)(پاسخ)...
دفن شبانه حضرت زهرا سلام الله علیها (پاسخ)...
استدلال به نامه ششم نهج البلاغه براى انكار شهادت حضرت زهرا (س)(پاسخ)...
استدلال به خطبه 228 نهج البلاغه (لِلَّهِ بَلاءُ فُلان)، براي انكار شهادت فاطمه زهرا(س)(پاسخ)...
اعتراف نظّام معتزلي به شهادت حضرت محسن و آتش زدن خانه فاطمه (س)(پاسخ)...
آيا فاطمه (سلام الله عليها) از شيخين راضى شد؟(پاسخ)...
اقرار ابوبكر به هجوم به خانه حضرت زهرا سلام الله عليها(پاسخ)....
غصب حق حضرت زهرا علیها السلام (پاسخ)...
شنیدن صدای حضرت زهرا سلام الله علیها (پاسخ)...
آيا خانه هاي مدينه دَرِ چوبي داشت؟(پاسخ)...
آيا حضرت زهرا به حضرت علي عليهما السلام اعتراض كرد؟
چرا با وجود حضرت علي(ع)، فاطمه زهرا (س) پشت در رفت؟(پاسخ)...
اعتراض به حضرت زهرا علیها السلام (پاسخ)...
نا مشخص بودن تاریخ شهادت حضرت فاطمه زهرا ـ سلام الله عليها ـ(پاسخ)...
گریه حضرت زهرا سلام الله علیها پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله ...پاسخ
كسي صداي زهرا (س) را نمي شنيده اما گريه آن حضرت را در رحلت پيامبر همسايه ها مي شنيدند؟(پاسخ)...

چقدر آرد نشسته است روی دامانت
فدای گردش دستاس آسیابانت
 از آن زمان که تو را از بهشت آوردند
نشسته اند ملایک سَرِ خیابانت
 همیشه فصل بهاری - همیشه سر سبزی
اگر چه پر شده از برگ زرد گلدانت
ببین که پلک خدا هم به هق هق افتاده است
به گریه های کبودِ بدون پایانت
 سرِ مزار تو حتی مدینه مَحرم نیست
خدا برای همین است کرده پنهانت
 اَلا مسافر گندم نخورده ی دنیا
چقدر آرد نشسته است روی دامانت

شاعر.علی اکبر لطیفیان

پشت درخانه شده مادر لگد مال
ازشدت آن ضربه رفته دیگر ازحال
درپشت در ناموس حیدر پیش دختر
آتش گرفته گل پرش آن یاس پرپر
خیلی به پیش چشم همسر دست و پا خورد
تا آنکه فضه آمدو اورا به در برد
مادر یکی از دنده هایش ریز گشته
بهارعمراو چه زود پاییز گشته
در پشت درب خانه ی شاه ولایت
دشمن به زور آمد بگیرد تاکه بیعت
آخر همین هم شد وصی مصطفی را
کت بسته بردند سوی مسجد مرتضی را
بانو میان خانه اش غمگین نشسته
گریه کند بهر عزیز دست بسته ...
شاعر: سیدمحمد سلیم بهرامی

 

مانند شمع قصه ات از سر تمام شد
کوتاه مثل سوره ی کوثر تمام شد
سیلی وزید در وسط کوچه باد شد
تا هیجده ورق زد و دفتر تمام شد
از سوختن نه در اثر ضربه شمع من
در پشت چارچوب همین در تمام شد
گفتم یکی نبود و چهل مرد آمدند
قصه نگفته قصه ی مادر تمام شد
بابا کشید پارچه را روی مادرم
آهی کشید و گفت که دیگر تمام شد
پلکی زد و رسید سرِ ظهرِ واقعه
این بار قصه واقعا از سر تمام شد
زینب به فکر روز دهم بود بیشتر
وقتی وداع مادر و دختر تمام شد

شاعر:سعید پاشازاده

 

گریه برای زخم تو مرهم نمی‌شود
یک لحظه از مصیبت ما کم نمی‌شود
راز میان کوچه‌ی خود را به من بگو
چون هرکسی برای تو محرم نمی‌شود
آنچه میان کوچه گذشته بگو، ولی
هرچند که اینچنین مجسم  نمی‌شود
هم کار می‌کنی، وَ هم  درد می‌کشی
بانوی من به جان تو باهم نمی‌شود
از آنچه آمده به سرت رنج می‌بری
داغی شبیه داغ  تو ماتم نمی‌شود
همسایه‌ها برای تو  پیغام داده‌اند
گریه که لحظه لحظه و هر دم نمی‌شود
جان حسین و جان من و جان زینبت
گریه برای زخم تو مرهم نمی‌شود
شاعر: رضا باقريان

 

گرمي هيزم و آتش
كينه ها شعله شد و بال و پرش را سوزاند
گرمي هيزم و آتش سپرش را سوزاند
سپرش تاب و تحمل به خود آخر نگرفت
قنفذ و ميخ در آمد پسرش را سوزاند
با همان حالت بشكسته ز دل آه كشيد
ناله ي بي رمقش دور و برش را سوزاند
تا كه حيدر گل خود را چو لگد مال بديد
بار غم آمد و آنجا كمرش را سوزاند
اخر آن ناله ي مظلومه چنين كرد مرا
پشت در سينه ي هر سينه زنش را سوزاند
شاعر: محمد ديلمي

 

گرمي هيزم و آتش
كينه ها شعله شد و بال و پرش را سوزاند
گرمي هيزم و آتش سپرش را سوزاند
سپرش تاب و تحمل به خود آخر نگرفت
قنفذ و ميخ در آمد پسرش را سوزاند
با همان حالت بشكسته ز دل آه كشيد
ناله ي بي رمقش دور و برش را سوزاند
تا كه حيدر گل خود را چو لگد مال بديد
بار غم آمد و آنجا كمرش را سوزاند
اخر آن ناله ي مظلومه چنين كرد مرا
پشت در سينه ي هر سينه زنش را سوزاند
شاعر: محمد ديلمي

 

تشییع جنازه

امشب دل سنگ کوچه ها می گرید

یک شهر خموش و بی صدا می گرید

تشییع جنازه غریب زهراست

تابوت به حال مرتضی می گرید

 

جعفر رسول زاده (آشفته

 

برای کشتن زن میخ در نمی خواهد
کسی که فانی عشق است سر نمی خواهد
زیار خویش به جز یک نظر نمی خواهد
به خون سینه نوشتند بر درو دیوار
کسی که سوخت ز جایش اثر نمی ماند
برای سوختن چادر زنی مجروح
ز سوز این همه هیزم شرر نمی خواهد
زنی که خورده زمین این اشاره می فهمد
برای کشتن زن میخ در نمی خواهد
تمام عقده بود بارداری مادر
که فضه جای علی کرد یاری مادر
قاسم نعمتی

 

اي كاش ميخي بين بال و پر نميرفت
يا لااقل زهرا به پشت در نميرفت
آتش گرفته درب آن بيتي كه حتي
در داخلش بي اذن پيغمبر نميرفت
طاقت نياورد و زمين افتاد و غش كرد
تا آن زمان كه هوش بود حيدر نميرفت
شايد اگر آرام خون از سينه ميريخت
يا كه جنين ميماند يا مادر نميرفت
زخمي شده پهلوي بي بي دو عالم
ورنه ميان راه خون تر نميرفت
گر ماجراي كوچه ناموسي نميشد
در بين مردم آبرو ديگر نميرفت
وقتي كه سيلي بر رخ مادر نميخورد
در كربلا از دخترش معجر نميرفت
شاعر: محسن اوجاني

 

نه تنها زد عدو از کین در آن خانه را آتش
که زد با درب خانه قلب صاحب خانه را آتش
همان پستی که پیمان بست در خم غدیر ان روز
به قصد انتقام از کینه زد پیمانه را آتش
صدای دخت طه را شنید از پشت در دشمن
که جای قدر دانی زد در کاشانه را آتش
به پیش چشم بلبل چید گلچین غنچه و گل را
که از غم سوخت شمع و زد پر پروانه را آتش
چنان زد با لگد کز ضرب در بشکست پهلویش
شاعر: حميد كريمي

 

گریه برای زخم تو مرهم نمی‌شود
یک لحظه از مصیبت ما کم نمی‌شود
راز میان کوچه‌ی خود را به من بگو
چون هرکسی برای تو محرم نمی‌شود
آنچه میان کوچه گذشته بگو، ولی
هرچند که اینچنین مجسم  نمی‌شود
هم کار می‌کنی، وَ هم  درد می‌کشی
بانوی من به جان تو باهم نمی‌شود
از آنچه آمده به سرت رنج می‌بری
داغی شبیه داغ  تو ماتم نمی‌شود
همسایه‌ها برای تو  پیغام داده‌اند
گریه که لحظه لحظه و هر دم نمی‌شود
جان حسین و جان من و جان زینبت
گریه برای زخم تو مرهم نمی‌شود
شاعر: رضا باقريان

 

ما هم سر سال فاطمیه داریم

هم آخر سال فاطمیه داریم

از این سر سال و آن سرش معلوم ست

«سر» تا «سر» سال فاطمیه داریم

علی اکبر لطیفیان

ما هم سر سال فاطمیه داریم

هم آخر سال فاطمیه داریم

از این سر سال و آن سرش معلوم ست

«سر» تا «سر» سال فاطمیه داریم

علی اکبر لطیفیان

دیوار و در، دیوار و در، دیوار و در، دیوار...                خوابیده تاریخ تشیّع در همین تکرار!
این خانۀ وحی است اما بعد پیغمبر(ص)                  بسیار خواهد دید از این بی حرمتی، بسیار...
این در نه! قرآن است که می سوزد و پشتش           واژه به واژه جملۀ «الجار ثم الدار»
آیه به آیه سوره های ناب قرآنند                         اینها که دنیا می­ شود بر دوششان آوار
اینها که سرهاشان به روی نیزه خواهد رفت           گلخانه خواهد شد ز پیکرهایشان شن زار
اینها که هر یک امتداد لحظه­ ای هستند               که سوخت قرآن خدا بین در و دیوار...
قرآن روی نیزه! قرآن درون تشت!                      قرآن قرآن خوان میان کوچه و بازار!
آه ای شفیع روز رستاخیز لبهایت!                       ما را به حال خود برای لحظه ­ای مگذار!

گهواره نیست کودکی ات را فلک که هست      فرمانبر تو نیست سما تا سمک که هست
وقتی به خواب می روی ای کوثر کثیر            لالایی خدیجه نباشد، ملک که هست
آن روزه ی سه روزه نیازی به نان نداشت       ای زخمی محبت عالم! نمک که هست
وقتی حضور گریه تو را آب می کند              اشک علی نشسته برای کمک که هست
نقش کبود شانه ات از ضربه های در            بر شانه ی شبان سیه نیست حک؟ که هست
مردیم از فراق تو دل با چه خوش کنیم؟       قبری که نیست از تو به جا؟ یا فدک؟ که هست...

وقتی بهار می رسد و شور و حال نیست      یعنی که در نظام زمین اعتدال نیست
بلبل کجاست تا به کلاغان خبر دهد         روح بهار تشنه ی این قیل و قال نیست
حالا که فاطمیه دل عید را شکست          دیگر برای خنده ی گلها مجال نیست
غم دامن ملائکه را هم گرفته است          در بارگاه قدس که جای ملال نیست
آه ای بهار خسته که از راه می رسی         آیا دلت شکسته تر از پارسال نیست؟

پرواز آسمانی او را مَلک نداشت                    ماهی که در اطاعت خورشید شک نداشت
سنگش زدند و دست ز افشای شب نَشُست      آن نور ناب واهمه ای از محک نداشت
مهتاب زیر سیلی شب بود و آفتاب                حتی دو دست باز برای کمک نداشت
این بود دستمزد رسالت؟ زمینیان!                  ای خلق خیره! دست محمد نمک نداشت؟
می پرسد از شما که چه کردید؟ مردمان          گلدان یاس باغچه ی من ترَک نداشت
خورشید و ماه را به زمینی فروختند                ای کاش خاک تیره ی یثرب فدک نداشت

 

بانو که تویی عاشق و دیوانه زیاد است      تو کوثری و سمت تو پیمانه زیاد است
پیمانه‌ی مولاست فقط در خور دریا          از غصه چه غم طاقت این شانه زیاد است
تسبیح به دستت نگران نیستی اصلا         از کار که همواره در این خانه زیاد است
افسانه گرفتند شما را و نگفتند                بانوی جهان از سر افسانه زیاد است
بی نام و نشان رفتی از این شهر غریبه      بی نام و نشان باش که بیگانه زیاد است...

تا که با دیوار، چوبِ در تبانی می کند                  قامت رعنای یارم را کمانی می کند
هر چه می پرسم از این مردم نمی داند کسی        آنچه میخی آهنی با استخوانی می کند   
دست بادِ سرد، سنگین هم نباشد باز هم              صورت یاسی جوان را ارغوانی می کند
تازگی در خانه رو می گیرد از من فاطمه              مهربان من چرا نامهربانی می کند
پس چرا دستی به پهلو می زند محبوب من؟         هی چرا در پا شدن یاد جوانی می کند؟
از تماشای پرستویم پریشان می شوم                 تا به چشمانم نگاهی آسمانی می کند
باز کن یک بار دیگر چشم هایت را ببین            دارد اینجا زینبت شیرین زبانی می کند

 

گل من نقش زمین است نپرسید چرا؟                     کار پاییز همین است نپرسید چرا؟
زنی افتاد و رگ غیرت عالم نگریست                      نظر عشق چنین است نپرسید چرا؟ 
گاه مردی که جهان دور سرش می گردد                 بی کس و کارترین است نپرسید چرا؟
تا نرنجد دل من، فاطمه هر چند که دید                  حیدرش خانه نشین است نپرسید چرا؟
رسم دنیاست هر آنجا که مسیحی باشد                   یک یهودا به کمین است نپرسید چرا؟
بی جواب است سلامم نه تعجب نکنید                   آخر این شهر، مدینه است نپرسید چرا؟